هرزه پو

ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازیها

من یکرنگ بیزارم، از این نیرنگ بازیها

زرنگی، نارفیقا! نیست این، چون باز شد دستت

رفیقان را زپا افکندن و گردن فرازیها

تو چون کرکس، به مشتی استخوان دلبستگی داری

بنازم همت والای باز و، بی نیازیها

به میدانی که می بندد پای شهسواران را

تو طفل هرزه پو، باید کنی اینترکتازیها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غیر از این حاصل

من و از کس بریدنها، تو و ناکس نوازیها

نظرات 2 + ارسال نظر
میلاد پنج‌شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:48 ب.ظ http://shahr.blogsky.com

سلام.مرسی از اینکه به وبلاگ من سر زدی.بازم از این کارها بکن.وبلاگ خیلی قشنگی داری.موفق باشی.

چشم تو دل تو جمعه 30 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 04:44 ب.ظ http://cheshmetodeleto.blogsky.com

فدای دل پاکت.تو این روزگار مثله تو خیلی کمه.خیلی قشنگ بود.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد