بزرگترین  درسی که ذهن باید بیاموزد محبت است
اگر استفاده  از اقتدار ذهن با محبت همراه نباشد
ذهن نا متعادل می شود
نظرات 3 + ارسال نظر
بابک جمعه 6 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 01:43 ب.ظ http://dardeh-del.blogsky.com

رشتیه آخره پکر و ناراحت نشسته بوده تو یک عرق فروشی و همین جور یک ساعت تمام داشته گیلاس عرقشو نگاه می‌کرده. یارو جاهله با خودش میگه بگذار یکم بخندیم، میره جلوی رشتیه، گیلاس عرقشو برمیداره، لاجرعه میره بالا. رشتیه اول یک نگاه غمناک به یارو میکنه، بعد یهو میزنه زیر گریه! جاهله ناراحت میشه:‌میگه: بابا بیخیال،‌ شوخی کردم جون حاجی..اصلاً‌ الان یدونه مَشتی‌شو برات میگیرم، مهمون من! رشتیه در حین هق هق میگه: نه داداش، تقصیر تو نیست. اصلاً‌ امروز بدترین روز زندگی منه! اولش صبح خواب موندم دیر رسیدم سرکار،‌ رئیسم هم بیرونم کرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌دیدم ماشینم رو دزد برده! رفتم کلانتری، ‌گفتن کاریش نمی‌تونن بکنن...بعد تاکسی گرفتم رفتم خونه،‌ یهو دیدم کیف پولم رو گم کردم، ‌یارو راننده تاکسیه هرچی از دهنش درومد بارم کرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، دیدم خانم با سه تا از همسایه‌ها تو رختخوابن! آخر تصمیم گرفتم خودمو بکشم،‌که یهو تو اومدی لیوان سمم رو تا ته خوردی!!!

دانیال جمعه 6 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 08:31 ب.ظ http://57.blogsky.com

سلام
در مورد ذهن باید گفت :
ذهن یک نوکر باید باشد
/
موفق باشی

مثل هیچکس جمعه 6 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 10:53 ب.ظ http://riraa.persianblog.com

هی هی امان از این محبت.
با شرح کامل

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد