سرگذشت


.می خروشد دریا
.هیچکس نیست به ساحل دریا
لکه ای نیست به دریا تاریک
که شود قایق
اگر آید نزدیک.

مانده بر ساحل
،قایقی ریخته شب بر سر او
پیکرش را ز رهی نا روشن
.برده در تلخی ادراک فرو
هیچکس نیست که آید از راه
.و به آب افکندش
و دیر وقت که هر کوهه آب
،حرف با گوش نهان می زندش
موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما
.قصه یک شب طوفانی را

رفته بود آن شب ماهی گیر
تا بگیرد از آب
.آنچه پیوندی داشت
با خیالی در خواب

صبح آن شب ، که به دریا موجی
،تن نمی کوفت به موجی دیگر
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب که داشت
.بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای که هست
در همین لحظه غمناک بجا
و به نزدیکی او
می خروشد دریا
وز ره دور فرا می رسد آن موج که می گوید باز
از شب طوفانی
.داستانی نه دراز

بدون  شرح

نظرات 4 + ارسال نظر
انیتا پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1382 ساعت 09:06 ق.ظ http://paradox.blogsky.com

دریا و موج و دلهره...!!!
سلام...
خیلی وقت بود سراغی از هم نگرفته بودیم!!!!
:)

بابک پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1382 ساعت 01:34 ب.ظ http://dardeh-del.blogsky.com

Mellattt bekhoda hamatoon sareh karit man in ALIo mishnasam ...aslan har kari begi azesh bar miad be jooz heseh shaheri..hala hey mikhad vaseh rang kardaneh mellat heseh doostio , lotfo , safaho , ensaniato , aramesho , haghaniato , kafaniato ,, sabooriat begireh bekhodesh !!!.....LOL

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1382 ساعت 03:41 ب.ظ

سلام مطالبت قشنگ بود حال کردم
بما هم سر بزن
یادت نره

پریا جمعه 16 آبان‌ماه سال 1382 ساعت 08:38 ق.ظ http://pariya.blogsky.com

سلام
بابا بی وفائی هم حدی داره قبلنا با وفا تر بودی
در هر حال هر جا هستی موفق باشی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد