نمی سرایمت بسان کسان
بامدیحه های کثیف ومرثیه های طنز
تودرخورسپیدغزلهای سرخی
درخورشعرهایی که به پایان نمی رسند
که فرشته ای درجهنم بودی
که پناهنده زمین ات خواندند
وچه باکی ست
که زندگیت شهادت میدهدشهادتت را...
ای شکسته نی روییده ازخاک خاکیان
افروخته خودنفروخته
گلهای کویر به شوق تومی شکوفند
- درقالیش-
وستاره هاش
تورامی درخشند...
چه شاعرانه به ریگراه کویرها گم گشتی
وچه بی سرانجام سروده ام
سروده ناسروده ات را..............

سلام

اگه اینجا یک ذره درهم و برهم هست ببخشید
چون در حال تغییر دکوراسیون هستم
و در حال تست هستم
انشا ا... که خوب میشه
می بینمتون

ستاره


در میان تپه های خاکی

جاده ای در امتداد غم کشیده ام

که در رهگذر ساعتها

تک و توک صدای زوزه ماشینی

زیر نور چراغ عاشقان

سکوت بیابان را می شکند

چشمانم به آخرین ستاره جاده دوخته شده

که شاید رهنمای قاصدک

اندیشه من برای تو باشد

توده ابر سیاه

آسمان را مانند قلبم می پوشاند

شاید آسمان همانند من

مدتهاست که . . .