خانه عناوین مطالب تماس با من

بدون شرح

بدون شرح

روزانه‌ها

همه
  • بدون شرح
  • وبانه کانون وبلاگ نویسان پارس - شیراز
  • pourhamzeh Official Web Site

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • دیدی دلا که یار نیامد
  • [ بدون عنوان ]
  • میتینگ شماره ۲
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • صد بار توبه کردم و
  • My only love
  • Here I Am
  • Tomorrow
  • Crazy Love
  • بدون شرح
  • When A Woman Loves A Man
  • Secret
  • Reflections :: Time of Our Lives
  • Seal IV :: Waiting for You

بایگانی

  • اسفند 1384 1
  • مهر 1383 3
  • شهریور 1383 1
  • مرداد 1383 2
  • تیر 1383 8
  • خرداد 1383 8
  • اردیبهشت 1383 14
  • فروردین 1383 18
  • اسفند 1382 17
  • بهمن 1382 10
  • دی 1382 2
  • آذر 1382 9
  • آبان 1382 21
  • مهر 1382 20
  • شهریور 1382 29
  • مرداد 1382 20
  • تیر 1382 47
  • خرداد 1382 69
  • اردیبهشت 1382 19

آمار : 211982 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] جمعه 9 خرداد‌ماه سال 1382 06:21
    مرسی مرسی مرسی
  • دوزخ پنج‌شنبه 8 خرداد‌ماه سال 1382 08:16
    دوزخ، اما سرد درآمد: می‌دمد شب‌گیرِ فروردین و بیدارم. باز شب‌گیری دگر، وز سالِ دیگر، باز. باز یک آغاز... گاهان: در میان‌راه ایستاده، رفته و آینده را طومار می‌خوانم. رفته و آینده گفتم، لیک کس چه داند، من چه می‌دانم، وز کجا، که هم‌چنان کهُ‌م رفته‌ای بوده‌است، هم‌چنان آینده‌ای هم هست، خواهد بود؟ راستی، هان؟ باید این را...
  • ترا من چشم در راهم چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 23:50
    ترا من چشم در راهم شبانگاهان که می گیرد در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی ؛وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهم شباهنگام ، در آن دم ، که هرجا ، دره ها چون مرده ماران خفتگان اند در آن نوبت که بند دست نیلوفر به پای سر و کوهی دام گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم ترا من چشم در راهم نیما یوشیج
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 23:38
    اینم بخاطر اونیکه خودش میدونه چقدر دلم براش تنگ شده ...همدلی کو؟ تا شوم همراه او ...سر نهم هرجا که خاطر خواه او ...شاید از این تیرگی ها بگذریم ره بسوی روشنایی ها بریم فریدون مشیری
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 18:06
    دل من جام لبریزازصفابود ازاین دلها ،‌‌ ازاین دلهاجدابود شکستندش به خودخواهی شکستند خطا بود آن محبتها خطابود فریدون مشیری
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 16:13
    هنوز اینجا جوانی دلنشین است هنوز اینجا نفسها آتشین است
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 16:10
    خودمو بخواب میزنم تا که بخواب به بینمش .او را ، کسی را که دوستم می داشت در نبودش حس سمجی متصل از من می پرسد : کو ! کجاست؟!؟!؟! نه این که عزیز نبود ، که هست نه اینکه رفیق نبود ، که نیست! برای آن نشانه ی بین راه که باهم آمدیم آن روزهای جوانی که با او بسر شد با او خاطرات این دل زخمی گره خورده !. .با صدا و نگاه سبزش خنده...
  • ماه و سنگ چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 02:24
    اگر ماه بودم به هر کجا که بودم سراغ ترا از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم به هر کجا که بودم سر رهگذار تو ، جا می گرفتم اگر ماه بودی به صدناز شاید شبی بر لب بام من منشستی وگر سنگ ، به هر کجا که بودی مرا می شکستی ،‌ می شکستی فریدون مشیری
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1382 02:10
    پرتو عمر چراغیست که در بزم وجود به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1382 14:36
    این لینکها را ببینید..... اخبار جدید در مورده حمله نظامی به ایران !! http://www.bbc.co.uk/persian/news/030525_a-aziran-us.shtml http://www.bbc.co.uk/persian/iran/030526_a-iran-us-pressure.shtml
  • یادآوری دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1382 04:35
    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران برتو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت
  • **...یادداشتی از وبلاگ ** و این منم زنی تنها** دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1382 04:19
    با احترام به روح او : زن که رفت ، تکه ایی از قلب مرد را با خودش کند و برد … دوست داشت امشب این طوری شروع کند ، چرایش را نمی دانست و این که با این شروع چه پایانی می خواهد برای داستانش بیافریند معلوم نبود . فقط یک میلی به کندن یا کنده شدن داشت . منتظر طوفانی بود که هر گز نمی آمد . بیرون شب بود . باران می بارید . به یاد...
  • زمستان یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 22:01
    زمستان سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است . وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است. نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاینست...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 16:01
    درهمه جهان یکنفر...یک نفر...کی؟تو.تویی که نمی شوداسمت راگفت . توکه چشمانت هرلحظه هشتادتازیانه ام می زنند...توکه مثل بغضی گلویم راگرفته ای وصدایم رابرده ای...فقط تو می توانی دیگرهیچ کس دیگرجزتوکه تاچندی دیگردیگراینجانیستی نمی تواند این عشق وحشی رااهلی کند.فقط نگاه توصدای توو سکوت تومی تواند.فقط تومی توانی. توکه مرااهلی...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 15:59
    امروزمن وتوکاش فردانشود آن ماه بزرگ کاش پیدانشود امروزتوبامنی وامروزخوش است فرداشایددیگرازاین خبرهانشود... دیدی غزلی سرودعاشق شده بود انگارخودش نبودعاشق شده بود افتادوشکست زیرباران پوسید آدم که نکشته بودعاشق شده بود! یک نفرمست پیش می آید کوزه دردست پیش می آید عاشقی جرم نیست مردم اتفاق است پیش می آید... اینجاهمه...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 15:57
    نمی سرایمت بسان کسان بامدیحه های کثیف ومرثیه های طنز تودرخورسپیدغزلهای سرخی درخورشعرهایی که به پایان نمی رسند که فرشته ای درجهنم بودی که پناهنده زمین ات خواندند وچه باکی ست که زندگیت شهادت میدهدشهادتت را... ای شکسته نی روییده ازخاک خاکیان افروخته خودنفروخته گلهای کویر به شوق تومی شکوفند - درقالیش- وستاره هاش تورامی...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 09:59
    سلام اگه اینجا یک ذره درهم و برهم هست ببخشید چون در حال تغییر دکوراسیون هستم و در حال تست هستم انشا ا... که خوب میشه می بینمتون
  • ستاره یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1382 09:54
    در میان تپه های خاکی جاده ای در امتداد غم کشیده ام که در رهگذر ساعتها تک و توک صدای زوزه ماشینی زیر نور چراغ عاشقان سکوت بیابان را می شکند چشمانم به آخرین ستاره جاده دوخته شده که شاید رهنمای قاصدک اندیشه من برای تو باشد توده ابر سیاه آسمان را مانند قلبم می پوشاند شاید آسمان همانند من مدتهاست که . . .
  • [ بدون عنوان ] شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 15:54
    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران برتو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت
  • again ما اومدیم شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 15:10
    سلام اینم از وبلاگ جدید ما هرچه قدیم نوشتیم فرستادیم آرشیو امیدوارم نه دیگه کور بشید نه مثل بعضیها ذوق زده بشید . لصفاٌ‌ نظراتتون رو در مورده این وبلاگه جدید واسم بزارید مرسی
  • [ بدون عنوان ] شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 03:29
    بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری
  • راز شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 03:27
    آب از دیار دریا با مهرمادرانه آهنگ خاک می کرد بر گرد خاک می گشت گرد ملال او از چهره پاک می کرد از خاکیان ندانم ساحل به او چه می گفت کان موج نازپرورده سری به ستگ می زد خود را هلاک می کرد شعر از : زنده یاد فریدون مشیری
  • حال من بی تو شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 03:18
    ین حال من است بی تو بغض غزلی بی لب افتاده ترین خورشید زیر سم اسب شب این حال من است بی تو دلداده تر از فرهاد شوریده تر از مجنون حسرت بدلی در باد پیدا شو که می ترسم از بستر بی قصه پیدا شو نفس برده می ترسه ازت غصه بی وقفه ترین عاشق موندم که تو پیداشی بی تو همه چیز تلخه باید که تو هم باشی شعر از : بابک روزبه
  • دریااااااااااااااااااااااا شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 03:06
    به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست دل رو دریا کردم و دادم بدستت مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
  • توجه توجه شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1382 02:59
    سلام میدونم که همگی خوب هستید من تصمیم گرفتم اسم این وبلاگ رو عوض کنم البته تا فردا کلاً قالبها رو هم عوض می کنم خلاصه این بدون شرح همون ضد حال هست
  • یادمان باشد پنج‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1382 13:04
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر کس و ناکس نکنیم استاد امیر هاشمی
  • کوتاه از خلیل جبران پنج‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1382 01:12
    زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است هنگام عشق و اعتماد است و دست زندگی چه سبک می شود و شب چه پر ترانه آن گاه که به هم عشق می ورزیم و اعتماد داریم
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1382 01:05
    زندگی من فقط تجمعی از نواهای موسیقی بود که در قلب تو به خنیانی تبدیل شد. که هماره بتوانیم سراسر تقدس هردم را زیست کنم سراسر عشق
  • و اما تو پنج‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1382 01:01
    تو بسیار بیش تر از آن را که بتوانم بگویم می شنوی تو آگاهی را می شنوی تو همراه با من به جائی میروی که واژه های من نمی توانند تورا ببرند
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1382 20:29
    فقط یه چیزی ضد حال نزن که . . .
  • 318
  • 1
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • صفحه 10
  • 11